محمدپارسامحمدپارسا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

خاطرات مامانی

36 هفتگی نی نی

سلام عزیزم خوبی شیطون بلا این روزا حسابی شیطونی می کنی وای وای پسل بلا می دونم جات تنگ شده و نمی تونی درست و حسابی شیطونی کنی اونقدر ورجه وورجه می  کنی که وقتی دیروز 2 ساعتی هیچ حرکتی  نکردی خیلی ناراحت و نگران شدم بابایی رو هم همیشه با نگرانی هام ناراحت می کنم بابایی کلی دلداریم داد و با پسلش هم کلی صحبت کرد ای شیطون بلا مثل  اینکه لالا بودی و بیدار شدی و با چند حرکت آکروباتیک بهمون نشون دادی حالت خوبه   مامانی امروز و  فردا رو مرخصی گرفته تا استراحت کنه و به نانازش برسه خب نانازی از امروز شما وارد هفته 37 شدی و تا لحظه دیدار چیزی نمونده گلم دوستت داریم     ...
2 آذر 1390

سالروز عقد بابایی و مامانی

سلام عزیزم امسال سومین سالی هست که در چنین روزی بابایی و مامانی  پیوند عشق و دوستی بستند و با هم عهد کردند که در کنار هم باشند و تو بهترین هدیه ای هستی که خدا امسال بهمون داده خدایا شکرت خوشحالیم تو رو داریم عزیزم   ...
30 آبان 1390

مراقبت مامانی

سلام عزیزم امروز مامانی مجددا رفت  دکتر برای مراقبت خوشبختانه خانم دکتر گفت همه چیز مرتبه و تا 40 روز دیگه نی نی نازمون میاد پیشمون این روزا مامانی از کمردرد خیلی رنج می بره و باید استراحت کنه اما متاسفانه وقت ندارم امیدوارم این روزا به خوبی بگذره و هیچ مشکلی پیش نیاد خانم دکتر آخرین سونوگرافی رو برام درخواست کرده و قرار هست 2 هفته دیگه مجدد برای مراقبت برم تا اون روز خوب بزرگ و ناز و تپلی شو عزیزم تا مشکلی نداشته باشی حرف برای گفتن زیاده اما حال مامانی در حال حاضر خوب نیست و باید استراحت کنه تا فردا سر حال بره سر کار  دوستت داریم گلم و برای اومدنت لحظه شماری  می کنیم . ...
28 آبان 1390

لالا لالا گل آلو

لالا ، لالا ، گل آلو درخت سیب و زردآلو که زردآلو رو آب برده دل بچه م رو خواب برده لالا ، لالا ، گل خشخاش بابات رفته خدا همراش خدا همراه راهش بود علی پشت و پناهش بود لالا ، لالا ، به مکتب رو به پای تخت حضرت رو لالا ، لالا ، گلم باشی عزیز و بلبلم باشی تو شب ها در برم باشی عزیز و دلبرم باشی ...
27 آبان 1390

پسل خوب مامان و بابا

سلام عزیزم خوبی گلم ؟  به خودم قول دادم دیگه اینجا از ناراحتی و غم و غصه ننویسم آخه اینجوری هم تو و هم خاله جونا و نی نی های نازشون ناراحت می شن امروزم مثل روزای دیگه پسل خوبی بودی اما وای گاهی خودتو گوشه دلم جمع می کنی اونقدر فشار میاد بهم که دلم ضعف میره اما تو زودی می فهمی و از این حالت خارج می شی و مامانی یه نفس راحت می کشه نازشو برم من بعد از کار رفتیم خونه مامان جون و بابا جونی اونجا خیلی خوش گذشت کلی هم خبرهای جدید به دست آوردیم  راستی خاله جون هاجیک هم از تهران اومد خاله الی جون هم قراره فردا  با بچه های دانشگاه برن مشهد زیارت امام رضا (ع) انشاالله زیارتشون قبول باشه  و ما رو از دعای خیر فر...
26 آبان 1390

35 هفتگی نی نی

سلام عزیزم 35 هفته شما هم تموم شد و از فردا وارد هفته 36 خواهی شد مامانی این روزا خیلی اذیت می شه مهمتر از همه این که با مرخصی های مامان موافقت نمی شه  برای مامانی دعا کن کارش زودی درست بشه آخه دیگه نمی تونم تحملم هم تموم شده این روزا با کوچکترین بهونه ای اشکم در میاد فشار روحی زیادی رو تحمل می کنم نانازی فقط به خاطر تو دوستت داریم ...
25 آبان 1390

آخرین خرید های نی نی

سلام عزیزم دیروز  بالاخره آخرین وسیله هات رو خریدیم عزیزم وای وای اتاق دیگه جا نداره گلم سرویس چوبت هم هنوز نیاوردن تا بچینیم برات و این شلوغی خونه یه کمی نظم پیدا کنه   عکسشون رو برات اینجا می زارم در اولین فرصت تا به یادگار بمونه گلم  بابایی امروز خیلی زحمت کشیده آخه قرار شد آخر هفته ها به مرتب کردن خونه بپردازیم که بابایی خونه هست و وقت داره تقریبا همه کارها انجام شده بقیه در هفته های بعد انجام خواهد شد و بعدش هم برنامه ریزی بابایی برای خوندن درسهاش بصورت فشرده هست تا زمان تشریف فرمایی شما مشکلی از این جهت نداشته باشن بابایی خیلی ممنون که برام زحمت می کشی مامانی  اونقدر نظارت داشته به کارهای باب...
20 آبان 1390

34 هفتگی نی نی

سلام گلم خوبی عزیزم ؟ ناناز من الان دیگه بزرگ بزرگ شده این روزا خوب استراحت کن و غذا بخور گلم تا تپل و قوی بشی مامانی هم سعی می کنه بیشتر استراحت کنه تا تو اذیت نشی حرکاتت زیاد شده و بیشتر شبیه به موج سواری هست جات هم دیگه برات کوچیک شده و فشار اندامت روی شکم مامانی باعث دردش می شه ولی اشکالی نداره نانازی امیدوارم سلامت دنیا بیای عزیزم من و بابایی منتطرت  هستیم ...
18 آبان 1390