واکنش به صدای مامان و بابا
سلام نانازم
این روزا مامانی حالش زیاد خوب نیست و وقت نمی کنه بیاد اینجا برات بنویسه وقتی می رسم خونه
خیلی خسته می شم و اصلا نمی تونم بشینم امروز صبح تو محل کارم خاله جون مشاور زحمت کشید
و کارای مراقبتی مامانی رو انجام داد و دوباره صدای قلب کوچولوت که مثل ساعت کار می کرد رو
شنیدم .خدارو شکر مامانی مشکلی نداشت و تو نانازم هم مشکلی نداشتی البته اینو بگم مامانی روزانه
چکت می کنه
نانازم احساس می کنم خیلی می فهمی به صدای من و بابایی خوب واکنش نشون
می دی مخصوصا مامانی
الهی فدات بشم که وقتی باهات حرف نمی زنم و ساکتم با بعضی از
حرکات منو متوجه خودت می کنی اوایل فکر نمی کردم اینجوری باشه ولی چند روزی هست که تفاوت
حرکاتت رو کشف کردم وقتی باهات حرف می زنم یا کتاب می خونم آروم می شی و بلافاصله که
سکوت می کنم با حرکات خاصت منو متوجه خودت می کنی نمی دونم تا چه حد احساسم درسته ولی
تا به حال که اینجوری بوده نانازم
و واقعا لذت بخشه و چه احساس خوبی هست.
امروز رفتم خونه بابایی و مامانی همه بودن خاله جونا و دایی جونا و همیشه هم جویای احوال ناناز
مامان هستندو تو رو که هنوز نیومدی خیلی دوست دارن
بابایی نیم ساعت پیش اومد دنبالم وبا هم
اومدیم خونه و الان هم نشستم برات می نویسم . فعلا تا همین جا کافیه مامانی بره استراحت بکنه که
خیلی خسته است.
دوستت داریم گلم

.gif)


واکنش به صدای مامان و بابا
