بابایی دستت درد نکنه
سلام عزیزم
تمام طول روز رو من و بیشتر بابایی مشغول تمیز کردن خونه بودیم از حالا داریم همه چیز رو برای ورودت
آماده می کنیم البته نانازم هنوز خیلی کار داریم اما استارتش رو زدیم بابایی خیلی زحمت می کشه هم
برای من و هم برای شما و خیلی سعی داره همه چیز مرتب باشه تا من و تو راحت باشیم بابایی دستت
درد نکنه خیلی ازت ممنون هستیم
عصر هم من و بابایی و شما کوچولوی نا محسوس با هم
رفتیم خونه مامان جونی و باباجونی و تا شب موندیم خیلی خوش گذشت راستی عزیزم کیمیا جون هم بود
امروز می گفت من فقط جمعه ها وقت می کنم به خاله جون و عمو جون سر بزنم بقیه هفته رو مشغولم
نمی تونم بیام کلی هم برامون شعرای قشنگ خوند وروجک قول داده همیشه جمعه ها به مامان جون
و بابا جون شما سر بزنه
خب نانازم تو هم تا میتونی شیطونی می کنی امیدوارم وقتی دنیا
اومدی پسل آرومی باشی و مامانی و بابایی رو اذیت نکنی
خب گلم مامانی الان می خواد
بره لالا کنه تو هم شیطونی رو بس کن و بیا با هم بریم لالا باش گلم 



بابایی دستت درد نکنه 

