محمدپارسامحمدپارسا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

خاطرات مامانی

روز شمار هفته دوم تولد گل پسل قند عسل

سلام عزیز  دلم نازشو برم که این روزها تموم وقتم صرف مراقبت از ناناز می شه البته اینم بگم گل پسلم خیلی آرومه و مامانی رو اذیت نمی کنه  تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده چندین بار هم اومدم بنویسم اما به دلایل فنی نشده که بنویسم خاطرات هر روز رو جداگانه تا اونجایی که یادم هست می نویسم و سعی  می کنم  روزانه خاطرات پسل گلم رو ثبت کنم . 10/10/90 بند ناف گل پسلم در این روز افتاد .و جواب آزمایش به رویت متخصص اطفال رسانده شد و ایشون گفتند دیگه نیاز به فتوتراپی نداره و رو به بهبودی هست ناناز مامان 11/10/90 اتفاق خاصی پیش نیومد 12/10/90 اولین  حموم ناناز توسط مامان جونی (مامان) - عصر هم مامانی وقت دک...
17 دی 1390

روز شمار هفته اول تولد گل پسل قند عسل

سلام عزیزم روزشمار از آغاز تولد شما : 3/10/90 روز تولد ناناز مامان و بابا و آوردن شادی و سرور به زندگی ما در این روز بابایی و مامانی خیلی خوشحال بودند و بابا جونی و مامان جونی (مامان)، خاله جونی ها و دایی جونی ها و خاله جون لیلی و عمو جون و کیمیا جون اومدن بیمارستان دیدنمون و . . . 4/10/90  خاله جونی (مامان ) اومد دیدنمون بیمارستان ، ترخیص از بیمارستان و اومدن به خونه خوش اومدی گلم  و . . . 5/10/90 اقدام بابایی جهت دریافت شناسنامه گل پسل قند عسل 6/10/90  دریافت شناسنامه ناناز 7/10/90 اولین ویزیت متخصص اطفال بعد از ترخیص و  تشخیص یرقان نوزادی و گرفتن اولین آزمایش خون و به دستور پزشک ...
10 دی 1390

عکس های گل مامان و بابا

سلام پسل گلم دیروزساعت ١٥ من و شما از بیمارستان مرخص شدیم و همراه مامان جونی(مامان) بابایی و دایی سعید  اومدیم خونه، به خونه خوش اومدی عزیزم ٢ ساعت بعدش خاله هاجیک و دایی امید و سعید و همچنین خاله لیلی و عمو جون و کیمیا جون اومدن دیدن شما، کوچولوی مامان هم کلی کلاس گذاشت و همش خواب بود. این چند روز که مامانی مریضه قراره مامان جونی و خاله جونی ها بهمون سر بزنند و پیشمون بمونند. ناگفته نمونه همه دوستان و آشنایان اومدنت رو به منو بابایی تبریک گفتند از همشون متشکریم. مامان جونی (بابا) به علت بیماری نتونست بیاد ولی هر روز، چند بار زنگ می زنه و حالتو می پرسه. فرشته کوچولوی ما  خوش اومدی، من و بابایی دوست داریم....
5 دی 1390

من محمد پارسا کوچولو هستم

من کوشولوی مامانی و باباییم هستم. این عکس مال یک ساعت بعد تولدمه من محمد پارسا هستم در تاریخ ٣/١٠/١٣٩٠ مصادف با ٢٨ محرم ١٤٣٣ هجری قمری برابر با ٢٤  دسامبر ٢٠١١ در شهر گرگان به دنیا اومدم. ساعت تولد: ٩:١٥ صبح زایمان به روش: سزارین محل تولد: بیمارستان و زایشگاه فلسفی گرگان وزن هنگام تولد: ٣٥٠٠ گرم دور سر: ٥/٣٥ سانتیمتر قد: ٥٠ سانتیمتر   ...
4 دی 1390

فرشته کوچولوی بابا و مامان خوش اومدی

                            تولدت مبارک گل پسلی  من و شما الان بیمارستانیم و اگر خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد فردا صبح مرخص خواهیم شد . عزیزم در اولین فرصت بابایی عکسات رو خواهد گذاشت . و لحظه لحظه این روز ها رو ثبت خواهد کرد .     ...
3 دی 1390

2 روز دیگه . . .

سلام عزیزم امروز آخرین روزی هست که تو دل مامانی هستی قرار بود فردا ظهر بیای پیشمون که خانم دکتر وقتشو به صبح تغییر داد یعنی اگر انشاالله مشکلی پیش نیاد فردا صبح شما پیشمون هستی خب گل پسل یه تشکر از  همه اونایی که تو این 9 ماه ما رو تنها نذاشتن و همراهمون بودن بکنیم . تیتراژ پایانی بارداری مامان اول از همه بابایی  که خیلی هوای من و گل پسلی رو تو این مدت داشت. مامان جونی و بابا جونی (بابا ) که هر هفته جویای احوال ما بودند . مامان جونی و بابا جونی (مامان ) که  روزانه من و گل پسلی زحمتشون می دادیم . خاله هاجیک - الی - الیکا - دایی امید و دایی سعید خاله ل...
2 دی 1390

3 روز دیگه . . .

سلام عزیزم فقط 3 روز دیگه از 3 روز هم کمتر به اومدنت باقی مونده دیروز مجدد آخرین مراقبت بارداری رو رفتم پیش خانم دکتر وایشون گفتند همه چیز خوب ونرمال هست از آنجایی که قبلا صحبت کرده بودیم قرار شده بود اگه خودتون تشریف فرما شدید که هیچ اگر نه شنبه مصادف با 3 دی ماه مامانی جهت انجام عمل سزارین به بیمارستان مراجعه کنند  و قرار شد شنبه صبح برسیم خدمتتون کوچولوی ناز مامانی خیلی استرس داره امیدوارم ناناز مامان و بابا به سلامت دنیا بیاد و مشکلی نداشته باشه ...
1 دی 1390