محمدپارسامحمدپارسا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

خاطرات مامانی

بابایی و محمد پارسا

  سلام پسر گلم این روزا تموم فکر بابایی شده مامانی و پارسا جونی همش به این فکر می کنم که چیکار کنم تا مامانی بتونه این روزا رو راحت تر پشت سر بزاره و اذیت و خسته نشه  چون دلم نمی خواد مامانی و پارسا جونی آسیبی ببینند خیلی دوستت دارم پسر گلم هنوز باورم نمی شه دارم بابا می شم                                   ...
19 مهر 1390

دردو دل با پسل قند عسل

سلام عزیزم این روزا مامانی خیلی خسته می شه وروجک مامان هم  داره بزرگ و بزرگ تر می شه و مامانی هم هر روز  که می گذره سخت تر می شه براش اما همه این سختی ها رو تحمل می کنم تا ناناز من قوی قوی بشه و با سلامت کامل دنیا بیاد بابایی هم این روزا تمام تلاشش رو می کنه که به من و تو سخت نگذره مامانی هر روز ساعت 6:30 از خونه حرکت می کنه بره سر کار ساعت 8 تقریبا می رسه و عصر ها هم ساعت کار مامانی تا 4 بعد از ظهر است که تا برسه خونه می شه 5 گاهی هم می شه 5:30 تو هم در طول این مدت یه پسل ناز هستی گاهی شیطونی می کنی اما اکثرا آرومی تموم نگرانی مامانی از این هست که بعد از دنیا اومدنت این مدت رو باید تنها بمونی امیدوارم تا اون زما...
16 مهر 1390

یه پسمل ناز و شیطون بلا

  سلام عزیزم ظی این هفته احساس می کنم پسمل مامان بزرگتر شده وای وای خیلی هم شیطون شده مامانی  حرکت دست ها و پاهاش رو خیلی خوب احساس می کنه و گاهی هم باهات بازی بازی می کنه حرفای مامانی رو هم احساس می کنم خوب درک می کنی فداش بشم که از حالا بازیگوش و شیطونه خاله الی و خاله الیک به آرزوشون می رسن اگه شیطون  باشی آخه همیشه دعا می کنن یه پسمل شیطون خدا به مامانی بده که من نتونم کنترلش کنم البته می دونم تو اینجوری نیستی گلم وای وای مامانی این چند روز گذشته بدجوری سرما خورده بود و نیاز به استراحت داشت و فقط ساعاتی که خونه بود استراحت می کرد خدا رو شکر الان حال مامانی بهتره و یه جورایی دوران نقاهت رو...
12 مهر 1390

وروجک مامان

سلام نانازم دیروز مامانی به خاله جون مشاور گفت صدای قلبت رو گوش بکنه ببینیم وروجک مامان در چه حالی هست خاله جون مهری هم وایستاد تا صدای قلب ناناز مامان رو بشنوه مثل همیشه قوی و پر انرژی امیدوارم وقتی دنیا اومدی هم قوی قوی باشی گلم مامانی خیلی دوستت داره این روزا ظاهر مامانی خیلی تغییر کرده و همه خانم های باردارم ازم می پرسند خانم بارداری و من هم بهشون می گم خیلی تابلو هست و اونها هم می خندند  تنها چیزی که این روزا مامانی رو اذیت می کنه خستگی زیاد هست امیدوارم این روزها سریعتر بگذره و تو بیای پیشم هر چند بعدش سختی و نگرانی بیشتری خواهم داشت آخه مامانی باید تو رو تنها بزاره و بره سر کار و ازاین بابت ناراحتم عزیزم من ...
8 مهر 1390

28 هفتگی نی نی

  سلام  ناناز من باز هم یک هفته دیگه گذشت و به لحظه دیدار نزدیکتر شدیم این روزا نانازم بزرگ شده و حسابی شیطونی می کنه انشاالله سلامت باشی گلم مامانی دیروز جواب آزمایش رو گرفت خوشبختانه جواب تست قند خون نرمال بود اما آزمایشات یه کمی کم خونی نشون داده که انشاالله تا یه ماه دیگه با تدابیری که اندیشیده ایم خوب می شه 3 تا دوستت داریم   ...
6 مهر 1390

خاله الی

سلام وروجکم برخلاف دو روز پیش که حال مامانی رو گرفتی و هیچ حرکتی نکردی امروز تا تونستی شیطونی کردی نازشو برم من که تموم حرکاتش رو با چشم می شه دید امروز خاله الی تماس گرفت و گفت بعد از کارم برم خونه مامانی  منم با کمال میل قبول کردم و بعد از کارم با تو پسل وروجکم رفتیم خونه مامانی راستی گلم خاله الی فردا می خواد بره دانشگاه و ممکنه تا چند وقت نبینیمش البته قول داده آخر هفته ها که کلاس نداره بیاد خونه آخه نانازم خاله الی قول داده بود از وروجک من مراقبت کنه البته مال زمانی بود که جواب کنکور ارشد نیومده بود  خاله جون الی هنوز نیومدی اونقدر دوستت داره که می گفت من بزرگش می کنم و به من و بابایی می گفت آخر ...
4 مهر 1390

سری دوم آزمایشات مامانی

سلام نانازم مامانی امروز مرخصی بود آخه قرار بود برم آزمایشگاه ساعت 7 صبح من و بابایی و شما عازم آزمایشگاه شدیم خانم دکتر جهت اطمینان بیشتر برای مامانی آزمایش GTT یا به عبارتی تست قند خون 3 ساعته درخواست کرده بودند و قرار بود مامانی وشما 4 ساعتی رو مهمون آزمایشگاه باشیم اول یه سری کامل آزمایشات گرفته شد و بعد از اون هم یه لیوان +100 گرم گلوکز مامانی نوش جان کرد و قرار شد هر 1 ساعت از مامانی نمونه خون گرفته بشه این آزمایش برای مامانی ضعف شدید به همراه داشت و بی حالی اما برای وروجک مامان مثل اینکه خیلی خوب بود چون تا تونستی ورجه وورجه کردی جواب آزمایشات 2 روز دیگه آماده می شه نانازم و امیدوارم که جواب خوب باشه .زمان آخرین...
3 مهر 1390